تبليغاتX
------------------------- ------------------ عشق من

.....شعر های عاشقانه و ......


  • دختره دوست پسر داره

    + نوشته شده در 2009/3/18ساعت 10:53 توسط حميد هاشمي |



  • تخم مرغ فروش آفريقايي

    + نوشته شده در 2009/3/18ساعت 10:41 توسط حميد هاشمي |



  • يك شوخي غير معمول در قسمتي از سريال متهم گريخت

    + نوشته شده در 2009/3/18ساعت 10:38 توسط حميد هاشمي |



  • قورباغه ايي داخل ساندويچ

    خیلی خوشمزه بود نهههههههههههههه
    + نوشته شده در 2009/3/18ساعت 10:36 توسط حميد هاشمي |



  • مستند ريشه همه شر؟

     با زير نويس فارسي

    مستند «ريشهٔ همهٔ شر؟» در ژانويه سال ۲۰۰۶ در كانال ۴ بريتانيا پخش شده است. در اين مستند ريچارد داوكينز به بررسي مضرات اديان مي‌پردازد. البته ريچارد داوكينز با عنوان جنجالي اين مستند موافق نبوده است؛ ولي تلويزيون روي اين فرنام پافشاري داشته است. كتاب پندار خداي داوكينز كه در سپتامبر همان سال منتشر شد به بررسي عميق‌تر موضوعات مطرح شده در اين مستند مي‌پردازد.

    ريچارد داوكينز،دانشمند بيخدا زيست شناس برجسته و استاد فهم عمومي علم در دانشگاه آكسفورد است. همچنين او نويسنده ي كتاب هاي مشهوري مانند ژن خودخواه، ساعت ساز نابينا، صعود به قله ي ناممكن، و گسيختن رنگين كمان، و پندار خدا است. اين فيلم مستند در مورد تقابل و تضاد دين و علم مي باشد

    لينك دانلود ترجمه فارسي كتاب»
    http://hostfile.org/GodDelusionRichar...

    ترجمه فارسي و زيرنويس»
    http://secularismforiran.com

    قسمت اول

    قسمت دوم

    قسمت سوم

    قسمت چهارم

    قسمت پنجم

    + نوشته شده در 2009/3/18ساعت 10:23 توسط حميد هاشمي |



  • جشن بزرگ ایران

     

    (پیشواز نوروز)

     

     

     سال جدید را به همتون تبریک میکم

    http://marshal-modern.ir/Archive/5233.aspx

    + نوشته شده در 2009/3/16ساعت 12:3 توسط حميد هاشمي |



  • تصاويري زيبا از فرودكاهاي دنيا

    + نوشته شده در 2009/3/15ساعت 11:55 توسط حميد هاشمي |



  • تصاویر زيبا از روم

    + نوشته شده در 2009/3/15ساعت 11:53 توسط حميد هاشمي |



  • تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))

    سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.

    وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.

     

    روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !

    پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...

    چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
    زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!

    آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
    اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
    به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
    پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه  بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!
    وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،
    بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!


    ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است   

     

     

    + نوشته شده در 2009/3/15ساعت 10:55 توسط حميد هاشمي |



  • تاریخچه :ساندویچ در ایران از دیروز تا امروز

     

     

    تا سال ۱۳۰۶ هـ. ق ( ۱۸۸۹ م) که ناصرالدین شاه قاجار براى بار سوم راهى فرنگستان
    شد ، هیچ ایرانى نه نامى از ساندویچ شنیده نه آن را تناول کرده بود. گرچه در ایران
    عصر ساسانی غذایی حاضرى به نام بزم آورد یا خامیزگ (گوشت دودى
    گوساله) متداول بود که شاهان در سفرهاى جنگى مى‌خوردند و خامیزگ گوشت نیمه‌پزى بود
    که آن را لاى نان گذاشته صرف مى‌کردند ، اما از ساندویچ در ایران اثرى نبود و فقط
    اروپایى‌ها مى‌دانستند..

    یک قرن پیش از میلاد مسیح یک خاخام یهودی به نام Hillel the Elder ،
    قطعاتی از گوشن خوک را در خمیر نان فطیر قرار می‌داد و می‌خورد ، وی شاید نخستین
    شکل ابتدایی ساندویچ را درست می‌کرد.

    در قرن ۱۸ میلادى یک کنت قمارباز انگلیسى از بس به قمار و ورق علاقه داشت ،
    دستور مى‌داد غذاى گوشتى او را به صورت حاضرى و لاى نان گذاشته سر میز قمار بیاورند
    که مجبور نباشد برای خوردن غذا لختى میز قمار را ترک کند. (اسم این کنت جان
    مونتاگ John Montague بود ، داستان هم در حول و حوش سال ۱۷۶۲ اتفاق افتاده است.
    جان مونتاگ ، در زندگی شخصی آدم چندان موفقی نبود. همسر اول مورد علاقه‌اش به علت
    بیماری درگذشت و همسر دومش که یک خواننده اپرا بود به وسیلبه خواستگار حسودش کشته
    شد.



    علاوه بر این وی یکی از حامیان جیمز کوک -کاشف دریایی معروف- بود ، طوری که
    جیمز کوک نام جزایر هاوائی را در اصل جزایر ساندویچ گذاشته بود.)

    اما ناصرالدین شاه در جلد سوم کتاب خاطرات سفر سوم فرنگستان خود به صراحت
    مى‌نویسد با وجود اینکه در ترن آلمان که او را از برلین به سوى یکى از شهرهاى آن
    کشور مى‌برده در انتظار آوردن سینى غذا بود اما مهمانداران یک بسته که عبارت از نان
    دراز لوله‌اى بوده وسط آن گوشت سرد قرار داشته به او تقدیم کرده و یک بطرى شربت هم
    براى رفع تشنگى کنار آن بسته کوچک نان وگوشت به او داده‌اند و شاه از این غذای
    مختصر و محقر بسیار تعجب کرده است.
    روس‌های تزاری در پذیرایى‌هایى که از خود و دیگران مى‌کرده‌اند زاکوسکى (اوردور)
    شامل انواع غذاهاى سرد مانند کالباس، سوسیس ، ژامبون، انواع سالادهاى سیب زمینى و
    الویه (با روغن زیتون)، ماهى کیلکا، ماهى ساردین و ماهى سفید وکفال، لوبیا یخته سرد
    و امثال آن سر میز حاضر مى‌کرده و سپس شام اصلى را سر میز مى‌آورده‌اند.

    ساندویچ خوردن درایران متداول نبوده فقط قزاق‌هایى که جلوى در سفارتخانه‌ها و
    اماکن دولتى و خانه اعیان و اشراف کشیک مى‌داده‌اند سر ظهر دیزى آبگوشت سربازخانه
    را که براى آنها مى‌آورده‌اند ابتدا آب آن را در بادیه‌اى ریخته، نان سنگک در آن
    ترید کرده با قاشق یا دست مى‌خورده‌اند. سپس خود گوشت و سیب زمینى و نخود و لوبیا و
    لیموعمانى و گوجه فرنگى و پیاز داخل دیزی را با گوشت‌کوب محکم کوبیده آن را لاى یک
    نان سنگک دو آتشه خشخاش زده بزرگ لوله کرده سرازیرکرده قطعات پیاز را هم با سر نیزه
    ریز کرده روى گوشت کوبیده ریخته، نان سنگ را به صورت لوله‌اى در آورده با لقمه‌هاى
    کله گربه‌ای نان و گوشت مزبور را که ادویه و دارچین زیادی هم روی آن مى‌ریخته‌اند،
    مى‌خوردند.

    ورود سوسیس و کالباس به ایران

     


    پس از انقلاب کمونیستى در شوروی ۱۹۱۷/۱۲۹۶ عده زیا‌دى از ارمنیان روسیه و نیز
    روس‌هاى سفید یا مخالف انقلاب به ایران سرازیر شدند. کالباس، سوسیس، ژامبون از مواد
    غذایى مورد علاقه شدید روس‌ها و ارامنه است.
    تهیه کالباس به صورت کنونى اما به شکل دستى وسنتى ازدوران بسیار قدیم در یونان و
    سپس روم و اروپاى قرون وسطى و جدید متداول بوده و با سیر و نمک و پس از کشف جزایر
    ملوک چین و هند با انواع چاشنى‌ها آن را خوشمزه مى‌کرده‌اند. ارمنیان و روس‌هاى
    سفیدی که به ایران آمدند و در گیلان و مازندران و استرآباد و تهران مستقر شدند با
    توجه به خوک‌هاى اهلى و وحشى در شمال ایران و گرازهاى سانگله که البته گوشت آنها در
    اروپا مرغوب نیست ، شروع به تهیه کالباس و سوسیس و ژامبون کردند، آقایان آرزومان و
    میکاییلیان دو تن از ارمنیان مهاجر به ایران کارگاه‌هایى نخست در گیلان و سپس در
    تهران تاسیس کردند و شروع به تهیه کالباس و سوسیس و ژامبون کردند.

    تا آن زمان اروپاییان مقیم تهران این مواد گوشتى را از قوطى‌هاى کنسرو که از
    ارویا به ایران فرستاده مى‌شد بیرون آورده مى‌خوردند ، اما به زودی تولیدات ایران
    مورد قبول خاطرشان قرار گرفت و دو مؤسسه آرزومانیان و میکاییلیان به کارخانه‌هاى
    بزرگى تبدیل شدند. شهرت کالباس وسوسیس و ژامبون ایران بدان حد بود که در جنگ دوم
    جهانى پس از اشغال ایران، انگلیسى‌ها رسما و طى نامه‌ای درخواست موافقت با صدور چند
    تن کالباس و سوسیس ایران را به خارج برای رفع نیاز سربازان انگلیسى در آفریقا و
    خاور نزدیک کردند که اسناد آن موجود است.



    نخستین ساندویچ فروشى‌هاى ایران


    از دوران جنگ دوم به بعد اولین ساندویچ‌فروش‌ها در تهران و سپس در طول ۱۰ سال در
    شهرستان‌ها افتتاح شدند که غالب کارکنان آنها ارمنى بودند. نخستین بار در خیابان
    استانبول یا استامبول تهران چند مغازه که ماهی و ماهی دودی و لوله‌هاى کالباس
    مى‌فروختند ساندویچ عرضه کردند که بهای آن دانه‌ای پنج قران بود. نان بولکا (سفید
    بامزه ترشى خمیر)، خیارشور حلبى تبریز، کمى کره که به نان مى‌مالیدند وچند برگ
    جعفرى تازه خرد کرده. "مغازه خزر" در ا بتداى خیابان استانبول پس از چهار راه
    فردوسى- استانبول- نادرى در پاساژى واقع بود و مدتی بعد در طبقه زیرین آن رستورانى
    افتتاح شد که در آنجا چند نوع غذا از جمله سوسیس سرخ کرده یا مغز گوسفند یا کتلت یا
    ماهى ازون برون یا شیر ماهى را همراه با توده‌اى از سیب‌زمینى پوره خوشمزه که روى
    غذا و سیب زمینى سس گوجه فرنگى یا کچاپ هم مى‌ریختند به بهای نازل هر پرس شش قران و
    بعدها ۱۲ ریال و در دهه چهل ۱۸ ریال! عرضه مى‌کردند. آنجا محل جمع شدن و سخن گفتن و
    وقت گذراندن شعرا، نویسندگان ، روزنامه‌نگاران و دانشجویان و دانش‌آموزان کلاس‌هاى
    بالاى مدارس متوسطه بود. دانشجویان دانشکده افسرى تهران هر شب جمعه در خزر در طبقه
    بالاى بیسترو اجتماع مى‌کردند و با خریدن یک لوله بلند و باریک کالباس که آن را با
    نان بولکا (سفید) و خیارشور و گوجه فرنگى مى‌خوردند عیشى شاهانه راه می‌انداختند.

    چند صاحب بیسترو ارمنیانى قانع، مهربان و خونسرد بودند ، با خوشرویى و قناعت
    مقدم جوانان را مى پذیرفتند. شب جمعه در ساندویچ‌فروشى‌هاى خیابان‌هاى استانبول و
    نادرى و لاله زار و لاله زارنو غلغله‌اى بود. دانشجویان دانشکده افسرى ارتش به ویژه
    از مشتریان وفادار ساندویچ‌فروش‌های لاله‌زار نو بودند زیرا آنها در طول هفته هر
    روز ناهار ساچمه پلو (عدس پلو) ، علف پلو ( سبزی پلو) ، آش گل گیوه (آش کشک) طاس
    کباب ، راگو ، قیمه پلو ، چلوخورش علف دانشکده (قرمه سبزی) و کتلت‌هایی که از سفتی
    و سختی شباهت به آجر پاره داشت خورده و شب جمعه میل داشتند ساندویچ کالباس و سوسیس
    بخورند. آنها هر دو سه نفر دور یک لوله نیم مترى کالباس سیردار جمع شده قطعات بریده
    آن را با رغبت و اشتهای زیادى همراه نان بولکاى ترش مزه و گوجه فرنگى و خیارشور به
    معده مى‌فرستادند. آن زمان از سس ساندویچ اثرى نبود و به جاى آن ساندویچ‌فروش‌ها در
    نهایت سخاوت مقداری کره اعلا لاى نان مى‌مالیدند. د رخیابان شاه‌آباد (جمهورى) دکه
    ساندویچ‌فروشى اسلامى جمع و جورى بود که به جاى کالباس، کوکو، کتلت و تخم مرغ لاى
    نان مى‌گذاشت و کار او هم بسیار گرفته بود. ساندویچ از سال‌های حدود ۱۳۳۵ به
    شهرستان‌ها نیز انتقال یافت.

    رفتن به ساندویچ فروشى و بى‌آبرویى


    در سال‌هاى اول افراد محترم و آبرومند رفتن به ساندویچ‌فروشى‌ها را دون شأن
    مى‌دیدند و حداکثر رضایت مى دادند به چلوکبابى و چلوخورشتى بروند. همان طور که د ر
    عصر ناصرى نیز رفتن به رستوران و چلوکبابى کارى خلاف آبرو تلقى مى‌شد و مى‌گفتند
    فلانی سفره درست و حسابى ندارد که به دکه نان وکباب یا دکان چلوکبابى مى‌رود اما کم
    کم رفتن به دکان ساندویچ‌فروشى متداول شد و امروز بسیا‌رى از خانم‌ها و آقایان و
    جوانان خوردن ساندویچ را بر صرف غذا در خانه ترجیح می‌ددهند. حتی در حدود سال‌های
    دهه ۴۰ گفته مى‌شد که تعداد کارگران ساندویچ‌فروشى‌ها تنها در شهرستان رشت به ۱۶۰۰۰
    تن رسیده است. در دهه ۱۳۴۰ در بلوار کشاورز که ا بتدا بلوار الیزابت دوم نام دا شت
    یک ساندویچ‌فروشى بزرگ به نام ۴۴۴ افتتاح شده بود. نام فروشنده خوش اخلاق و
    خنده‌روى آن به نام على آقا را کسى نمى‌دانست و او را علی آقا ۴۴۴ می‌خواندند. على
    آقا که حتى بعدا معلوم نشد نام خانوادگیش چیست و برادرش آقا داوود از ساندویچ
    فروشان موفق تهران بودند و سال‌ها عده زیادی دوست داشتند به مغازه ۴۴۴ بروند و
    ساندویم ۴۴۴ بخورند. على آقا بعدها خود مستقلا فروشگاهى در سه راه تخت جمشید
    (طالقانى) امروز افتتاح کرد که مشتری بر آن می‌جوشید. ساندویچ کتلت، کالباس، سوسیس
    و نیز لوبیا پخته یر از پیاز داغ و انواع چاشنى‌های برادران مزبور درتهران سال‌های
    دهه ۱۳۵۰ شهرت زیادی یافته بود. همین طور ساندویچ سالاد الویه، مغز و زبان آنها…

    افسوس که على آقا اگر زنده مى‌ماند دور نبود یک سلسله فروشگاه‌هاى زنجیره‌ااى فست
    فود تأسیس کند ، در جوانى مرد و بعد از او مغازه‌اش از هم پاشید.



    از همبرگر تا پیتزا
    در تهران طی دو دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ تعداد ساندویچ‌فروشى‌ها ازده‌هزار گذشت. در اوایل
    دهه ۱۳۴۰ ، همبرگر وارد بازار غذای ایران شد. تاپس همبرگر در بلوار ناهید ، خیابان
    جردن (آفریقا) ، اولین همبرگرها را با بهای سه تومان ، بله سه تومان عرضه می‌کرد که
    با یک بطری پنج ریالی نوشابه و یک پاکت سیب‌زمینی به بهای پنج ریال ، قفیمت کل غذا
    از ۴۰ ریال بیشتر نبود ، وقتی همبرگز تاپس بهای غذای خود را گران کرد و چهل ریال
    بابت یک همبرگر گرفت ، غوغایی در تهران برپا شد. شهرداری دخالت کرد و دستور بازگشت
    به بهای سابق را داد که صاحب همبرگرفروشی زیر بار نرفت و به جای همبرگر ، پیتزا
    عرضه کرد که گران‌تر بود.

    اولین پیتزا در ایران در خیابان ویلا و همزمان در خیابان شاه عباس آن زمان در
    نیمه سال‌های دهه ۱۳۴۰ عرضه شد که آن را پیتزای پنتری می‌خواندند و در آن دو
    رستوران غذاهایی مانند مرغ در سبد (همین مرغ سوخاری) که با سیب‌زمینی تنوری سرو
    می‌شد و اغذیه دیگر می‌آوردند و نویسنده اولین بار در سال ۱۳۴۷ با پیتزارپنتری آشنا
    شدم و طعم آن را چشیدم. سایز یا اندازه پیتزا سه نوع متفاوت داشت که بزرگ‌ترین ۱۸
    تومان ، متوسط ۱۶ تومان و کوچک ۱۴ تومان قیمت داشت!
    در دهه‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ ساندویچ‌فروشی دیگری در تهران شهرت چشم‌گیری داشت که در
    ابتدای خیابان لاله‌زار نو ، جنب سینما متروپل قرار داشت ، در دو دکان ، ساندیچ‌های
    کالباس آن به خوشمزگی و مرغوبیت جنس شهره بود. این ساندیچ‌فروشی «اختیاری» نام داشت
    و دو برادر ارمنی آن را اداره می‌کردند. بوی کالباس و عطر خیارشور سیردار این مغازه
    پای هر رهگذری را سست می‌کرد.

    به تدریج و از سال ۱۳۳۲ به بعد در سراسر تهران ، دکاکین ساندیچ‌فروشی گشایش یافت
    و ساندیچ‌فروشان علاوه بر کالباس و سوسیس و ژامبون ، ساندیچ‌های مانوسی با ذائقه
    ایرانی مانند کتلت ، استیک ، سالد اولویه ، مغز ، مرغ ، تغم‌مرغ و کوکوسبزی را عرضه
    می‌کردند.
    ساندیچ‌فروشی به تدریج در ایران به صورت یک شغل عمومی و گسترده درآمد.

     

    + نوشته شده در 2009/3/12ساعت 11:3 توسط حميد هاشمي |



  • فيلم ضرب و شتم يک دختر 15 ساله توسط پليس آمريکا

     

    شبکه «بي.بي.سي»، فيلم ضرب و شتم يک دختر 15 ساله توسط پليس آمريکا را که منجر به زخمي شدن و اعزام وي به بيمارستان شد، منتشر کرد.

    اين دختر نوجوان 15 ساله که متهم به دزدي ماشين است، هنگام درآوردن کفش‌هاي خود براي تحويل دادن به نگهبان زندان آنها را پرتاب مي‌کند و مورد ضرب و شتم شديد و بي‌رحمانه پليس قرار مي‌گيرد که در پي اين ضرب و شتم، دختر نوجوان به شدت دچار تنگي نفس شده و پليس مجبور مي‌شود وي را به بيمارستان منتقل کند.
     
     
     

    اگر فیلم قابل دیدن نیست.جهت دیدن فیلم روی لینک زیر کلیک کنید:

     
    + نوشته شده در 2009/3/12ساعت 10:55 توسط حميد هاشمي |



  • حساب معادله و فرضیه ها
    + نوشته شده در 2009/3/12ساعت 10:46 توسط حميد هاشمي |







  • درباره وبلاگ


    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo

    سلام به دوست های گلم
    من حميد هستم
    از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید
    ممنونم
    ساعت خوشی رو برای
    همتون آرزو میکنم

    ..به آرزوهای شیرین تون برسید

    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo

    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
    ::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::
    ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::
    ::::::(,('')('')::::(,('')('')::::
    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸
    زندگی ...
    زندگي باغ گلي است که از آن بايد چيد
    عشق را... عاطفه را...
    و به گلدان دل خويش نهاد
    زندگي بودن نيست،
    زندگي زيستن است
    زندگي جنبش و جاري شدن است
    از سر آغاز تا به جايي که خدا مي داند

    زندگي رويا نيست زندگي زيبايي است
    مي توان بر درخت تهي از بار ،زد پيوندي
    مي توان در دل اين مزرعه خشک و تهي بذري ريخت
    مي توان از ميان، فاصله ها رو برداشت
    دل من با دل تو
    هر دو بيزار از اين فاصله هاست....
    و به قول سهراب:
    زندگی،
    آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.

    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
    _ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
    ::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::
    ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::
    ::::::(,('')('')::::(,('')('')::::
    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸ا
    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
    ز زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم
    چون هر نگاهی پيام آور عشق نيست
    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo




    صفحه نخست

    پست الكترونيك


    پيوندها


    عشق
    بزشكان بدون مرز
    اهنـکــ با ــــــلار سبز
    ياهوي خاموش
    راسخون
    عكس
    دانلود
    عباس معروفي
    **قالب وبلاگ آبدانان **



    آرشيو


    10/30/2009 - 11/5/2009
    8/23/2009 - 8/29/2009
    7/13/2009 - 7/22/2009
    6/26/2009 - 7/12/2009
    6/29/2009 - 7/5/2009
    6/22/2009 - 6/28/2009
    5/29/2009 - 6/4/2009
    3/21/2009 - 3/27/2009
    3/12/2009 - 3/20/2009
    2/23/2009 - 3/11/2009
    2/26/2009 - 3/4/2009
    2/19/2009 - 2/25/2009
    2/10/2009 - 2/18/2009
    1/24/2009 - 2/9/2009
    1/27/2009 - 2/2/2009
    1/20/2009 - 1/26/2009
    1/11/2009 - 1/19/2009
    12/25/2008 - 1/10/2009
    12/28/2008 - 1/3/2009
    12/21/2008 - 12/27/2008
    12/12/2008 - 12/20/2008
    11/25/2008 - 12/11/2008
    11/28/2008 - 12/4/2008
    11/21/2008 - 11/27/2008
    11/12/2008 - 11/20/2008
    10/26/2008 - 11/11/2008
    10/29/2008 - 11/4/2008
    10/22/2008 - 10/28/2008
    10/13/2008 - 10/21/2008
    9/26/2008 - 10/12/2008
    9/29/2008 - 10/5/2008
    9/22/2008 - 9/28/2008









    پيوندهاي روزانه


    آرشيو پيوندهاي روزانه




    طراح قالب

    Aref Moradi



    RSS



    کد آهنگ

    --------------------