+
نوشته شده در 2009/2/2ساعت 14:58 توسط حميد هاشمي |
جشن «سده»
جشن «سده» بزرگترین جشن آتش و یكی از كهنترین آیینهای شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمنماه، همه مردمان آئین زرتشت سرزمینهای ایرانی بر بلندای كوهها و بام خانهها، آتشهایی برمیافروخته و هنوز هم كموبیش بر میافروزند.
مردمان نواحی مختلف در كنار شعلههای آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میكنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند.
+
نوشته شده در 2009/2/1ساعت 15:50 توسط حميد هاشمي |
اس ام اس عاشقانه
زنده ام با نام تو زنده ام با نام تو پژمرده ام بي نام تو، حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو.
آه عاشق شمع اگر پروانه را سوزاند خير از خود نديد آه عاشق زود گيرد دامن معشوق را
جان ما در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست
عادت چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم ...
+
نوشته شده در 2009/2/1ساعت 15:39 توسط حميد هاشمي |
دبی
سلام....
خب بالاخره من بعد از 10 12 روزی برگشتم و چیزهای جالبی راجع به دبی براتون دارم که بشنوید و انقدر فکر زندگی در اون جا به سرتون نزنه ...
اگر آماده اید سری به امارات - شهر دبی و بحرانهای جدیدش بزنیم ...
+
نوشته شده در 2009/2/1ساعت 15:2 توسط حميد هاشمي |
طناب يا خدا!
کوهنوردي میخواست از بلندترین کوه بالا برود...
او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود...
همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد...
در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت...
همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است...
ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد: " خدایا کمکم کن"
ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد: " از من چه می خواهی؟ " - ای خدا نجاتم بده! - واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟ - البته که باور دارم. - اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است را پاره کن!!!
یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.....
چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود. او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!
+
نوشته شده در 2009/2/1ساعت 14:55 توسط حميد هاشمي |
نقاشی بر روی بدن
+
نوشته شده در 2009/2/1ساعت 14:11 توسط حميد هاشمي |
گشت و گذاری در بزرگراه های ژاپن
بر طبق آمار ويكي پديا ژاپن از نظر جمعيت دهمين كشور دنيا و از نظر مساحت شصت و دومين كشور دنيا محسوب مي شود. اما خوشبختانه قرار گرفتن اين كشور در رده هاي اول جهان از نظر علم و تكنولوژي روز, در كاهش مشكلات محيطي مربوط به ازدياد جمعيت موثر واقع شده و در حال حاضر به دليل داشتن مهندسين خبره در امر راه سازي و ساختمان سازي هاي شهري , جاذبه هاي گردشگري خاصي از نظر زيربناهاي شهري در گوشه و كنار اين كشور به چشم مي خورد.
خوب به تصوير نگاه كنيد. بله درست مي بينيد. يك خيابان مسير خودش را از درون يك ساختمان چندين طبقه پيدا كرده و به يك بزرگراه اصلي مي پيوندد. جالب آنجاست كه اين طرح به معماري سالهاي پيش در ژاپن برمي گردد و با وجود تمامي جذابيتي كه براي من و شما دارد يك ايده نسبتا قديمي براي ژاپني ها محسوب مي شود.
تصوير سمت چپ تقاطع Hakozaki در توكيو و تصوير سمت راست تقاطع Hokko در Osaka را نمايش ميدهد.اين نماها راه حل هاي مهندسين ژاپني را در حل مشكلات ترافيك شهري و تسهيل تردد جمعيت زياد اين كشور نمايش مي دهد.
شايد دنياي سنگ ها و آجرها دنياي سرد و بي روحي باشد. اما كمانها و حلقه هاي مارپيچ زيبا ميتواند اين جمود را به شدت كاهش دهد. اينجا حلقه Higashiosaka است كه زيباترين قسمت معماري بزرگراه Hanshin محسوب مي شود. سالانه تعداد زيادي از عكاسان سراسر دنيا به اينجا رجوع مي كنند تا بتوانند زيبايي اين حلقه را در لنز دوربين خود بگنجانند.
در اين تصوير هم مي توانيد نماي زيبايي از Osaka را مشاهد كنيد كه چگونه رگ هاي خياباني كالبد شهر را در هم تنيده و سلولهاي خوني رنگارنگ در امتداد رگها در رفت و آمد هستند.
چهار راهها و خيابانهاي فرعي چند طبقه را مشاهده مي كنيد؟ شايد كم كم آسانسوري هم براي رفت و آمد وسايل نقليه بين خيابانهاي چند طبقه لازم شود! مطمئنا ديگر نمي شود در اين خيابانها ابتدا و انتهايي برايشان پيدا كرد.
انگار در اين كشور جاده كشي فقط به خشكي ختم نمي شود. با سهولتي باور نكردني مسيرها راه خود را از بين آبها هم پيدا كرده اند.
اين هم نمايي از بزرگراه هاي توكيو در شب. به لطف سيستم حمل و نقل خوب و كمك يكي از بزرگ ترين سيستم هاي متروي دنيا ترافيك در خيابان هاي اين شهر سنگين نيست.
اين هم يك نما در شب از پل Rainbow مي باشد. در ساخت بدنه و پايه هاي اين پل از تكنيك هاي مهندسي ويژه اي استفاده شده است. در جداره خارجي اين پايه ها و بدنه از پنل هاي ذخيره كننده انرژي خورشيدي استفاده شده تا بتوانند در روز با ذخيره انرژي نور خورشيد و تبديل آن به توان الكتريكي, انرژي لازم جهت نور پردازي زيبايي را كه در شب شاهد آن هستيم , تامين كنند.
با اين تفاسير و با داشتن چنين معماري و مهندسي دقيقي كه در راه سازي ژاپني ها ديده مي شود مي توان به اين نكته هم فكر كرد كه چرا ساليانه در اين كشور چندين هزار نفر بر اثر حوادث رانندگي جان خودشان را از دست نمي دهند؟
تصاوير ديگري از يزرگراه هاي ژاپن
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 12:5 توسط حميد هاشمي |
لطفا مرا نشویید
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 12:2 توسط حميد هاشمي |
باند فرودگاه نزدیک ساحل
فرودگاه بین المللی پرنسس جولیانا، واقع در جزیره سنت مارتن در شرق جمهوری پورتوریکو، (کشوری بین آمریکای شمالی و جنوبی) بدلیل نزدیکی بیش از حد باند فرودگاه به ساحل دریا مشهور است و از جاذبه های توریستی این جزیره بشمار می رود.
در آنجا شما می توانید براحتی هواپیماهای غول پیکر را هنگام فرود، در چند متری بالای سر خود مشاهده کنید كه بسیار تماشایی است.
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 11:56 توسط حميد هاشمي |
Lif in Coulor : Green
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:54 توسط حميد هاشمي |
جشنواره طراحی و تراشکاری روی هندوانه
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:41 توسط حميد هاشمي |
شب های زیبا ژاپن
عکس های بسیار زیبا از ژاپن در شب واقعا دیدنی هستش .
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:36 توسط حميد هاشمي |
فستیوال مجسمه های برفی
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:34 توسط حميد هاشمي |
نمایش پیکر مومیایی توتآنخآمون برای نخستین بار
نمایش پیکر مومیایی توتآنخآمون برای نخستین بار
پیکر مومیایی توتآنخآمون، سرشناس ترین فرعون مصر، برای اولین بار در مجتمع مقبره های دره پادشاهان به نمایش گذاشته است
این جابجایی 85 سال پس از آن صورت می گیرد که هاوارد کارتر باستان شناس بریتانیایی مقبره وی را کشف کرد
اعتقاد بر آن است که از آن زمان تنها حدود 50 نفر چهره او را دیدهاند هرچند تابوت او در معرض دید هزاران نفر قرار داشته است
بعد پارچه هایی که پیکر با آن پوشانده شده بود برداشته شد تا بدن سیاه پادشاه ظاهر شود
پیکر توتآنخآمون سپس در یک محفظه ویژه که دما و رطوبت آن به دقت کنترل می شود قرار داده شد
این محفظه از بدن در مقابل آثار ناشی از حضور روزانه 350 بازدید کننده در روز محافظت می کند
مقبره سنگی که برای سه هزار سال آرامگاه توتآنخآمون بوده است اکنون خالی است
چهره تجسمی از توتآنخآمون که با اسکن از مومیایی او بدست آمده
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:31 توسط حميد هاشمي |
Lion + Tiger = Liger
دانشمندان با پیوند دادن شیر نر با ببرماده حیوان جدیدی تولید کرده اند و آن را لایگر نامگذاری کرده اند که از همه نظرنسبت به شیر و ببر برتری دارد! چنین موجودی تا به حال در طبیعت وجود نداشته است،چراکه شیر و ببر نه تنها ذاتا با هم میانه ی خوبی ندارند بلکه دشمنی همدارند. این هیولا (لایگر) که حدود 900 تا 1000 پوند وزن دارد (454 کیلوگرم) قدبلندتر، قدرت بدنی بیشتر، توان پرش بالاتر و.... را نسبت به پدر و مادر خود دارد! جالب اینکه با وجود تنفر شیر از شنا کردن در آب، لایگر به شنا کردن علاقه دارد. درحال حاضر چندین نمونه از این حیوان تولید شده که در سیرکها و برخی باغ وحشها بهنمایش گذاشته شده اند.. فقط جنس ماده یاین حیوان قادر به تولید مثل با ببر یا شیر نر می باشدکه خود موجب بوجود آمدن دو گونه ی جدید دیگر شده است! همچنین حیوان دیگری به نامتایگن هم تولید شده که محصول ببر نر و شیر ماده است، البته به ببر شباهت بیشتریدارد و به بزرگی و عظمت لایگر هم نیست...
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 10:13 توسط حميد هاشمي |
این آکواریوم در شهر atlanta آمریکا واقع شده است
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 9:45 توسط حميد هاشمي |
قبل از تولد ( یاد بچگی ها بخیر )
بحران ، تورم ! بیکاری ... فکر کنم همین جا موندن از همه چی بهتر هستــش
اوممممممم داره بارون میاد ؟ یا مامان داره دوش می گیره ؟؟؟؟
مامان تلفن داره زنگ میــزنه کجاییییییی؟
من 10 تا انگشت پا دارم تو چند تا داری ؟؟
خدای عزیز !! لطفا به من یک بابای پولدار بــده
بعد از تولد ( یاد بچگی ها بخیر )
+
نوشته شده در 2009/1/29ساعت 9:33 توسط حميد هاشمي |
درباره وبلاگ
OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
سلام به دوست های گلم من حميد هستم از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید ممنونم ساعت خوشی رو برای همتون آرزو میکنم
..به آرزوهای شیرین تون برسید
OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ ::::::(\_(\::::::::(\_(\::::::: ::::::(=' :'):::::::(=' :'):::::: ::::::(,('')('')::::(,('')(''):::: ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸ زندگی ... زندگي باغ گلي است که از آن بايد چيد عشق را... عاطفه را... و به گلدان دل خويش نهاد زندگي بودن نيست، زندگي زيستن است زندگي جنبش و جاري شدن است از سر آغاز تا به جايي که خدا مي داند
زندگي رويا نيست زندگي زيبايي است مي توان بر درخت تهي از بار ،زد پيوندي مي توان در دل اين مزرعه خشک و تهي بذري ريخت مي توان از ميان، فاصله ها رو برداشت دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست.... و به قول سهراب: زندگی، آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.
OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo _ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ ::::::(\_(\::::::::(\_(\::::::: ::::::(=' :'):::::::(=' :'):::::: ::::::(,('')('')::::(,('')(''):::: ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸ا OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo ز زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم چون هر نگاهی پيام آور عشق نيست OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo