تبليغاتX
------------------------- ------------------ عشق من

.....شعر های عاشقانه و ......


  • گذشت

            

            

               

                

                

              

                 

          

                                              

     

           

                  

               

    + نوشته شده در 2008/11/9ساعت 17:58 توسط حميد هاشمي |



  • تلفن همراه عامل اصلی طلاق عرب‌ها
    تلفن همراه عامل اصلی طلاق عرب‌ها
    وناس در پایان می­افزاید: میانگین سن درخواست کنندگان طلاق بین 25 تا 40 سال است.
    پژوهشهاي انجام شده در برخي كشورهاي عربي نشان مي‌دهد در طي سالهاي اخير، تلفن همراه يكي از عوامل اصلي در گسترش طلاق ميان زوج‌هاي عرب بوده است.

    به گزارش جهان، بر اساس اين گزارش به عنوان مثال بررسی­های انجام شده در عراق نشان می­دهد، بیشترین آمار طلاق پس از سقوط رژیم بعث در سال 2007 دراین کشور رخ داده، به طوریکه درسال 2004 حدود 28 هزار و 689 جدایی در عراق صورت گرفته، در حالیکه این آمار در سال 2007 به 41 هزار و 536 مورد افزایش یافته است.

    «عبدالستار البیرقدار» سخنگوی شورای عالی قضات عراق پس از بیان این آمار گفت: «از سال 2004 به بعد هر سال میزان طلاق روبه افزایش بوده است، به طوری که درسال 2005 حدود 33 هزار و 348 هزار ودر سال 2006 حدود 35هزار و 627 مورد طلاق در سرتاسر عراق صورت گرفته است.»

    قاضی «سالم وناس» در مورد علل و عوامل طلاق در این کشور می­گوید: بررسی­ها نشان داده این مساله بیشتر مسائلی باز می­گردد که اصلا در زندگی از اهمیت ویژه­ای برخورداد نیستند. برای نمونه بسیاری از درخواست­های طلاق ناشی از اختلاف بر سر تلفن­همراه بوده و یا به خاطر تلفن­های است که در وقت نامناسب به یکی از زوجین زده شده و موجب نارضایتی طرف دیگر می­شود و نیز گاهی به خاطر برخی شماره­هایی است که در تلفن همراه یکی از زوجین یافت شده و موجب ایجاد شک می­شود.

    وناس در پایان می­افزاید: میانگین سن درخواست کنندگان طلاق بین 25 تا 40 سال است.

    همچنين يك پژوهش و نظرسنجي در عربستان سعودي نيز نشان مي‌دهد كه وسايل ارتباط جمعي از جمله تلفن همراه، ميانگين طلاق در اين كشور را افزايش داده است.

    در اين گزارش آمده كه 568 مرد و زن عربستاني شركت كننده در يك نظرسنجي تاكيد كرده‌اند استفاده از تلفن همراه بيشترين تاثير را در افزايش ميانگين طلاق در اين كشور برعهده دارد.
    به اعتقاد اين افراد، اينترنت و تلويزيون پس از تلفن همراه، در افزايش اين ميانگين نقش دارند.
     
    كد خبر: ۲۴۶۹۸ تاريخ انتشار: ۱۶:۰۴ - ۱۹ آبان ۱۳۸۷
    + نوشته شده در 2008/11/9ساعت 17:16 توسط حميد هاشمي |



  • خسته
    + نوشته شده در 2008/11/7ساعت 22:27 توسط حميد هاشمي |



  • شعری در ستایش دختران دم بخت

    دختـری با مادرش در رختخواب

             درد ودل می کرد با چشمی پر ز آب

    گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست

      زندگی از بهر من مطلوب نیست
    گو چه خاکی را بریزم بر سرم   روی دستت باد کردم مادرم
    سن من از 26 افزون شده   دل میان سینه غرق خون شده
    هیچکس مجنون این لیلی نشد   شوهری از بهر من پیدا نشد
    غم میان سینه شد انباشته   بوی ترشی خانه را برداشته
    مادرش چون حرف دختر را شنفت   خنده بر لب آمدش آهسته گفت
    دخترم بخت تو هم وا می شود   غنچه ی عشقت شکوفا می شود
    غصه ها را از وجودت دور کن   این همه شوهر یکی را تور کن
    گفت دختر: مادر محبوب من   ای رفیق مهربان و خوب من
    گفته ام با دوستانم بارها   من بدم می آید از این کارها
    در خیابان یا میان کوچه ها   سر به زیر و با وقارم هر کجا
    کی نگاهی می کنم بر یک پسر   مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟
    غیر از آن روزی که گشتم همسفر   با سعید و یاسر و ایضا ً صفر
    با سه تا شان رفته بودیم سینما   بگذریم از ما بقیه ماجرا
    یک سری، هم صحبت یاسر شدم   او خرم کرد، آخرش عاشق شدم
    یک دو ماهی یار من بود و پرید   قلب من از عشق او خیری ندید
    مصطفای حاج قلی اصغر شله   یک زمانی عاشق من شد بله
    بعد هوتن یار من فرهاد بود   البته وسواسی و حساس بود
    بعد از این وسواسی پر ادعا   شد رفیقم خان داداش المیرا
    بعد او هم عاشق مانی شدم   بعد مانی عاشق هانی شدم
    بعد هانی عاشق نادر شدم   بعد نادر عاشق ناصر شدم
    مادرش آمد میان حرف او   گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو
    گرچه من هم در زمان دختری   روز و شب بودم به فکر شوهری
    لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر   دل نمی دادم به هر کس این قدر
    خاک عالم بر سرت، خیلی بدی   واقعا ً که پــوز مـــادر را زدی!
    + نوشته شده در 2008/11/7ساعت 19:48 توسط حميد هاشمي |



  • اس ام اس

     

    هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام


    صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر

    این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش



    کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد


    گریه هامو تو ندیدی

    هر چی گفتم نشنیدی

    من کدوم عهد رو شکستم

    که تو اس ام اس نمی دی ؟!


    بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست


    شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد

    از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری


    چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

    این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

    اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

    چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی


    عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه


    یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم

    میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم

    نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم

    در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم



    سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟
    نمی گی من دلمو لازم دارم؟

    اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.


    ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...

    هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.

    هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند

    ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد

    احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.

    قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه


    مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........


    واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه


    بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.


    تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي


    معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو


    يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود



    اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

    I have 3 friends!
    SUN,MOON,YOU!
    I want:
    SUN for days,
    MOON for nights,
    BUT
    YOU for always!


    تو باغ ها گل سرخي تو آسمون ستاره

    جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره


    فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما بهشون میگیم دوست!


    کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم


    با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

    + نوشته شده در 2008/11/7ساعت 11:37 توسط حميد هاشمي |



  • راز مثلث برمودا

    در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
    این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.


    در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
    چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

    با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
    در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
    کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
    ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
    برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
    پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
    وجه تسمیه «مثلث برمودا»
    در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

    The image “http://www.yafanet.com/site/images/articles/2008_08/5927/u1_bermudastamp13.gifâ€‌ cannot be displayed, because it contains errors.


    قبلا جندین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
    در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
    در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
    - برج مراقبت ... وضع اضطراری پیش آمده ... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار می کنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
    مسئول برج مراقبت پرسید:
    - حالا در چه موقعیتی هستید؟
    - موقعیت خود را به درستی نمی دانیم ... اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
    مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
    برج مراقبت گفت:
    - طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
    ستوان « تایلور» پاسخ داد:
    - ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاه ها از کار افتاده ... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
    حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است...
    چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
    - ما وارد آب های سفید می شویم ... خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید... کمک ... کمک ...
    و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
    مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
    در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

    سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

    هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
    واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
    نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

    The image “http://www.princeton.edu/~jhalderm/pics/2000-08=bermuda/m/bermuda_air.jpgâ€‌ cannot be displayed, because it contains errors.


    پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
    و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
    برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد
    .

     

    موقعیت مثلث برمودا

    مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

    وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

     

    مشاهدات و گزارشات

    در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

    این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

    در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

    در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

    The image “http://i32.tinypic.com/117slqv.jpgâ€‌ cannot be displayed, because it contains errors.

    علل واقعه

    علل فرضی طبیعی

    توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

    جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
     

    علل فرضی غیر طبیعی

    دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

    یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

    ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

    گذشته و آینده برمودا

    به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
    شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

    اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


     

    • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

       

    • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

       

    و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.


     

     
     
    حمید هاشمی  
     
     
     
    + نوشته شده در 2008/11/6ساعت 17:44 توسط حميد هاشمي |



  • درد دل

    امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

    آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی

    کاهش جان تومن دارم و من میدانم

    که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

    تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

    سر راحت ننهادی به سر بالینی

    هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

    تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

    همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

    امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

    من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

     

    که توهم آینه بخت غبار آگینی

    باغبان خار ندامت به جگر میشکند

    برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

    نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

    که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

    تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان

    گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

    کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

    ای پرستو که پیام آور فروردینی

    شهریارا اگر آیین محبت باشد

    چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی


    امشب ای ماه به درد دل من تسکینی

    آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی

    کاهش جان تومن دارم و من میدانم

    که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

    تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من

    سر راحت ننهادی به سر بالینی

    هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک

    تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

    همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند

    امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

    من مگر طالع خود در تو توانم دیدن

     

    که توهم آینه بخت غبار آگینی

    باغبان خار ندامت به جگر میشکند

    برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

    نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید

    که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

    تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان

    گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

    کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد

    ای پرستو که پیام آور فروردینی

    شهریارا اگر آیین محبت باشد

    چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 14:10 توسط حميد هاشمي |



  • زن ها قبل و بعد از ازدواج

    زن ها قبل و بعد از ازدواج

    قبل از ازدواج

    چند روز بعد از ازدواج

    بعد از مدتی

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 2:5 توسط حميد هاشمي |



  • وفادار

    عاشق                           عاشق تر

     

    نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

    @@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

    امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه بیداراین خونه

    فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

    عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

    نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

    حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

    سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

    طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

    باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

    بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

    رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

    گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

    گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

    به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

    گفتم که تو می دونی،سرخاک

    تو می میرم ، ولی

    تا لحظه مردن

    نمی گیرم

    دل از

     تو

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 1:37 توسط حميد هاشمي |



  • مینویسم
     

    کاشکی فقط یه روز بیایی

    مینویسم ... از دل مینویسم ... جوهرم را هم اشک چشمانم قرار میدهم ...

    تا حرف دلمو بنویسم تا بدانی ...

     چقدر دوست دارم

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 1:34 توسط حميد هاشمي |



  • بی تاب
    تنها 

    تو کیستی که من اینگونه بیتابم؟

                       

                     شب از خیالت نمیبرد خوابم        

       

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 1:27 توسط حميد هاشمي |



  • عادت
    عشق

    اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
    درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
    اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
    گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه
    اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
    مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
    اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
    آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
    اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
    جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
    اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
    بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
    اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
    ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
    اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
                  جرم تمومشون فقط لذت آشناييه

     

    تو  مگه  قسم  نخوردی  دلمو  تنها  نذاری؟!

     

    روبروم  نشستی ، اما  از غریبه  کم  نداری

     

     

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 1:18 توسط حميد هاشمي |



  • سوختم

                    

    سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
     
     
    شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی
     
     
    آه باران من سرا پای وجودم آتش است
     
     
    پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

     کسي تنهاييم  را حس نکرد 

     

     لحظه ي ويرانيم را حس نکرد 

     

     در تمام لحظه هايم هيچ کس 

     

     وسعت حيرانيم را حس نکرد    

     

    آنکه سامان غزلهايم از اوست 

     

    بي سر و سامانيم را حس نکرد 

    در کلاس درس عشق وعاشقی

    حالت شیداییم را حس نکرد

                               

     

     
    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 1:6 توسط حميد هاشمي |



  • دیوان عشق

    خواهم امشب را که با غم سر کنم

    دفتری با اشک چشمم تر کنم

    نام آن دفتر نهم دیوان عشق

    اشک را عنوان آن دفتر کنم

     

     

     باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

     

    آخه جز گریه منو کاری نیست

     

    یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا

     

    آخه من غریبم ای خدا

     

    کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

     

    از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

     

    کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

     

    هی پشت سر هم همش بد میاریم

     

    ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم

     

    به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

    خواهم امشب را که با غم سر کنم

    دفتری با اشک چشمم تر کنم

    نام آن دفتر نهم دیوان عشق

    اشک را عنوان آن دفتر کنم

     

     

     باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست

     

    آخه جز گریه منو کاری نیست

     

    یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا

     

    آخه من غریبم ای خدا

     

    کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم

     

    از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم

     

    کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم

     

    هی پشت سر هم همش بد میاریم

     

    ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم

     

    به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم

    نازي   

    + نوشته شده در 2008/11/5ساعت 0:59 توسط حميد هاشمي |







  • درباره وبلاگ


    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo

    سلام به دوست های گلم
    من حميد هستم
    از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید
    ممنونم
    ساعت خوشی رو برای
    همتون آرزو میکنم

    ..به آرزوهای شیرین تون برسید

    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo

    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
    ::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::
    ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::
    ::::::(,('')('')::::(,('')('')::::
    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸
    زندگی ...
    زندگي باغ گلي است که از آن بايد چيد
    عشق را... عاطفه را...
    و به گلدان دل خويش نهاد
    زندگي بودن نيست،
    زندگي زيستن است
    زندگي جنبش و جاري شدن است
    از سر آغاز تا به جايي که خدا مي داند

    زندگي رويا نيست زندگي زيبايي است
    مي توان بر درخت تهي از بار ،زد پيوندي
    مي توان در دل اين مزرعه خشک و تهي بذري ريخت
    مي توان از ميان، فاصله ها رو برداشت
    دل من با دل تو
    هر دو بيزار از اين فاصله هاست....
    و به قول سهراب:
    زندگی،
    آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.

    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
    _ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸
    ::::::(\_(\::::::::(\_(\:::::::
    ::::::(=' :'):::::::(=' :')::::::
    ::::::(,('')('')::::(,('')('')::::
    ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸ا
    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo
    ز زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم
    چون هر نگاهی پيام آور عشق نيست
    OoOooOoOoOoOooOoOOoOOoo




    صفحه نخست

    پست الكترونيك


    پيوندها


    عشق
    بزشكان بدون مرز
    اهنـکــ با ــــــلار سبز
    ياهوي خاموش
    راسخون
    عكس
    دانلود
    عباس معروفي
    **قالب وبلاگ آبدانان **



    آرشيو


    10/27/2009 - 11/12/2009
    10/30/2009 - 11/5/2009
    8/23/2009 - 8/29/2009
    7/13/2009 - 7/22/2009
    6/26/2009 - 7/12/2009
    6/29/2009 - 7/5/2009
    6/22/2009 - 6/28/2009
    5/29/2009 - 6/4/2009
    3/21/2009 - 3/27/2009
    3/12/2009 - 3/20/2009
    2/23/2009 - 3/11/2009
    2/26/2009 - 3/4/2009
    2/19/2009 - 2/25/2009
    2/10/2009 - 2/18/2009
    1/24/2009 - 2/9/2009
    1/27/2009 - 2/2/2009
    1/20/2009 - 1/26/2009
    1/11/2009 - 1/19/2009
    12/25/2008 - 1/10/2009
    12/28/2008 - 1/3/2009
    12/21/2008 - 12/27/2008
    12/12/2008 - 12/20/2008
    11/25/2008 - 12/11/2008
    11/28/2008 - 12/4/2008
    11/21/2008 - 11/27/2008
    11/12/2008 - 11/20/2008
    10/26/2008 - 11/11/2008
    10/29/2008 - 11/4/2008
    10/22/2008 - 10/28/2008
    10/13/2008 - 10/21/2008
    9/26/2008 - 10/12/2008
    9/29/2008 - 10/5/2008
    9/22/2008 - 9/28/2008









    پيوندهاي روزانه


    آرشيو پيوندهاي روزانه




    طراح قالب

    Aref Moradi



    RSS



    کد آهنگ

    --------------------